تبلیغات اینترنتیclose
نرخ تسعير ارزي The exchange rate
کسب و کار الکترونیک
بازاریابی و تجارت الکترونیک
درباره وبلاگ



آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور

آرشيو وبلاگ
خبرنامه
جستجو
برچسبها
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 11
  • بازدید دیروز : 1
  • بازدید هفته گذشته : 11
  • بازدید ماه گذشته : 38
  • بازدید سال گذشته : 454
  • کل بازدید : 1295
  • کل مطالب : 9
  • نظرات : 1
  • رنک گوگل :

 

  بنام خدا

شوراي مالي جهاني                                                                                   

هنگاميكه كشورها صادرات شان را مي فروشند پول به داخل اقتصاد گردش پيدا ميكندو هنگاميكه آنها به دلیل واردات پول می پردازند يك سرريزبه وجود مي آيد.در اين فصل ما اين گردشهاي مالي بين المللي و پيامدهاي آنها را در کسب و کار  بررسي مي كنيم.

اما این گردشهافقط مربوط به تجارت نیستند.سرمایه گذاری درونی منجر به يك گردش نقدينگي داخلي ميشود.به طوريكه  سپرده گذاری پول در اين كشور از طريق مردم خارج از كشور ايجاد شده است.سرمايه گذاريها و سپرده گذاريهاي ظاهري پولي مردم خارج از كشور در اين كشور نتيجه يك برون ریز پولي است.همه این گردشها و  برون ريز هاي پول به و از يك كشور در تراز پرداختها ثبت می شوند.

تجارت و سرمايه گذاري نيز تحت تاثير نرخ مبادله ارز مي باشد.نرخ مبادله به نوبه خود تحت تاثيرعرضه و تقاضاي ارز حاصل از تجارت و سرمايه گذاري هستند.ما خواهيم ديد كه چه چيز باعث نوسانات نرخ ارز ميشودو علت اصلي نگراني بسياري از كسب و كارها چيست و چگونه بانكهاي مركزي مي توانند براي كاهش اين نوسانات تلاش كنند.

ساير بخشهاجنبه هاي مختلف تجارت جهاني را بررسي مي كنند:چگونه گردش مالي جهاني اقتصاد جهان را تحت تاثير قرار ميدهد.آيا محيط مالي جهاني مي تواند مديريت شود يا نه؟وچگونه اتحاديه اروپا بدنبال دستيابي به ثبات مالي بيشتر ازطريق تصویب نرخ  يورو توسط بسياري از اعضاي آن است.

ترازپرداخت

حساب ترازپرداختهای يك كشور  تمام گردشهاي پولي ميان ساكنان آن كشور و سايرنقاط جهان را ثبت می کند.دريافت پول از خارج از كشور به عنوان بستانکار در نظر گرفته ميشود و در صورتحساب با علامت مثبت نشان داده ميشود.خروج پول يك كشور به عنوان بدهکار و با علامت منفي در نظر گرفته ميشود.

تراز حساب پرداخت

حساب تراز پرداخت از سه بخش اصلي تشكيل شده است :حساب جاري،حساب سرمايه وصورت حسابهای مالي.

ما بايد به نوبه خود به هر بخش توجه كنيم و انگلستان را به عنوان یک مثال در نظر بگيريم.جدول 1-13 به  خلاصه اي از تراز پرداختهای انگليس در سال 2006 مي پردازد.

تراز تجاري انگليس در سال 2006

حساب جاري

تراز تجاري كالاها و خدمات (صادرات – واردات)                           54086-

گردش درآمد خالص(دستمزد و درآمد سرمايه گذاري )                      22801+

خالص نقل و انتقالات  جاري(دولتي و خصوصي)                            12104-

تراز حساب جاري                                                                  43389-

حساب سرمايه (انتقال سرمايه خالص و غيره)                                     713+

حساب مالي

سرمايه گذاري مستقيم                                                            32656+

سرمايه گذاري نمونه كارها                                                        20483-

سرمايه گذاري هاي ديگر(عمدتا جريان كوتاه مدت)                          21127+

ذخاير                                                                                  426+

تراز حسابهاي مالي                                                                 33726+

خالص خطاها و حذفيات                                                          8950+

مجموع                                                                                    0

حساب جاري

سوابق حساب جاري (a ) پرداختها براي صادرات (+)و واردات(-) ازكالاها و خدمات ،جریان درآمد به داخل (+)و خارج از (-) دستمزدها و سودها ،سود سهام ،انتقال خالص پول به(+) ،و خارج ازکشور (_) (پولی که از یونان برای تحصیل یک دانش آموز یونانی  در انگلیس فرستاده می شود آیتم های اعتباری (بستانکار)خواهد بود .

تراز حساب جاري، موازنه کلی از همه اينهاست. مازاد حساب جاري موقعی است كه در آن ستون بستانکار بيش از ستون بدهکار باشد.اگر صادرات بیشتر از واردات باشد،مازاد تراز تجاری وجود دارد،اگر واردات بیشتر از صادرات باشد کسری تراز تجاری وجود دارد.

حساب سرمايه

حساب سرمايه گردش وجوه را ثبت ميكند.به داخل كشور(+)و خارج از كشور(-).همراه با كسب و يا دفع دارايي ثابت (به عنوان مثال زمين)،انتقال وجه توسط مهاجران،و پرداخت كمكهاي مالي توسط دولت براي پروژه هاي خارج از كشور و دريافت پول اتحاديه اروپا براي پروژه هاي سرمايه اي.

حساب صورتهای مالي

حساب صورتهای مالي تراز پرداخت ثبت تغييرات حقوق صاحبان سهام ،دارائيها،سپرده هاي بانكي و وامها ،اوراق بهادار دولتي و غيره است.به عبارت ديگر برخلاف حساب جاري كه در رابطه با درآمدهاي پولي بدست می آید حساب مالي با گردش پول براي خريد و فروش دارائيها بدست می آید.

بعضي از اين گردشها برای سرمايه گذاريهاي بلند مدت هستند.اين ميتواند شامل مالكيت ساختمان و تجهيزات باشد(سرمايه گذاري مستقيم)يا دارائيهاي كاغذي همچون سهام(سرمايه گذاري پورتفوليو).بعضي از گردشهاشامل سپرده گذاری هاي  كوتاه مدت پولي در حسابهاي بانكي هستند.هرچيزي كه شامل کسب دارائيها در اين كشورهاست از طريق ساكنان خارج از كشور مي باشند.(سرمايه گذاريهاي كمپانيهاي خارجي در انگليس)نشان دهنده گردش  به داخل پول و همچنين آيتم اعتبار (+).هر گونه كسب دارائي هاي خارج از كشور توسط ساكنان انگليس.(شركتهاي سرمايه گذاري در خارج از كشور انگلستان)نشان دهنده آيتم بدهي (-).گردشها به و از ذخاير.انگليس مانند همه كشورهاي ديگرذخائر طلا و ارزهاي خارجي را نگه ميدارند. لحظه به لحظه بانك مركزي انگلستان (اقدام به عنوان عامل دولت)ممكن است برخي از اين ذخائر رامنتشر كند كه استرلينگ را در بازار مبادله اي خارجي بخرد .اين كار را به عنوان ابزاري براي حمايت از نرخ مبادله اي ارز انجام میدهد. (همانگونه كه در بخشهاي بعدي خواهيم ديد) ترسيم ذخائرنشان دهنده يك آيتم اعتباري در تراز حسابهاي پرداختهاست:پول ترسیم شده از ذخائر نشان دهنده گردش به داخل تراز پرداختها مي باشد.البته خروج از حساب ذخائر.در نتيجه ذخائر مي تواند براي حمايت از كسري در جاي ديگري از تراز پرداخت مورد استفاده قرار بگيرد.در مقابل اگر در جاي ديگري مازاد در تراز پرداخت وجود داشته باشد،بانك انگليس ميتواند از آن براي ساخت  ذخائر به كار ببرد.ايجاد ذخائربه عنوان آيتم بدهي در تراز پرداختها شمرده ميشود از آنجائيكه آن نشان دهنده يك   برون ریزاز آن (نسبت به ذخائر)است    .

آيا تراز پرداختها موازنه است؟

هنگاميكه همه اجزاي حساب تراز پرداختها باهم گرفته مي شوند،تراز پرداختها بايد دقيقا موازنه باشند: بستانكار بايدمساوي بدهكار باشد.همانطور كه در اين بخش بايد در نظر بگيريم2-13اگر آنها برابر نبودند، نرخ مبادله مجبور میشود تاجایی که بتوانند تنظيم بشوند،يادولت مجبور است كه براي برابر كردن آنها مداخله كند.

هنگامي كه ارقام وارد می شوند دراین حالت تعدادي ازاشتباهات به احتمال زياد رخ مي دهد.در نتيجه موازانه وجود نخواهد داشت. اقلام اشتباهات و حذفيات ويژه شامل اين حسابها هستند.اين تضمين ميكند كه يك تراز دقيق به وجود خواهد آمد.علت اصلي اشتباهات اين هست كه آمارها از تعدادي منابع بدست آمده ،واغلب قبل از اینکه اقلام ثبت و یا حذف بشوند  به تاخیر می اندازند.

آيا كسري اهميت دارد؟

اگر تراز پرداختها بايد هميشه موازانه باشد،آنگاه در چه صورتی تراز پرداختها اهميت پيدا ميكند؟پاسخ اين است كه حسابهاي افراد لزوما تراز نمي خواهد. به طور سنتي واردات  انگلستان بيشتر از صادراتش می باشد.كسري ناشي از حساب جاري      

     انگليس را  مجبورکرده بوده،كه از خارج از كشورقرض بگیره  يا ازفروش دارائيهابه خارج از كشور مازاد وارادات و  صادرات را تامين كنند. به اين  معنا كه مجبور بوده كه نرخ بهره را به منظور جذب سپرده هاي خارجي و  مالكيت   دارائيهاي داخلي را از طريق ساكنان خارج از كشور افزایش دهد.

نرخ بهره بالاتر مي تواند يك اثر کاهش بلند مدت در اقتصاد داشته باشد.از سوي ديگر سرمايه گذاري مستقيم داخلي اگر چه منجر به افزايش مي شود.

مالكيت دارائيهاي خارج از كشور درانگلستان اثر محركي درخروجي و اشتغال خواهند داشت.شکل 1-13 تراز حساب جاری انگلیس ،آمریکا،و ژاپن را به عنوان نسبت تولید ناخالص داخلیش نشان میدهد. اگرچه بريتانيا در اكثر سالها كمبود حساب جاري داشت اين كمبود با چرخه كسب و كار نوسان داشته است.دراین زمانها رشد سريع اقتصادي  به ساير كشورها وابسته است،هزينه هاي واردات نسبت به صادرات افزايش مي يابدو عمدتا به سمت كسري پيش مي رود.شما مي توانيداين را در دهه هاي اخير 1980 و 1990 ببينيد.

شما همچنين مي توانيد تاثير نفت را در حساب جاري ببينيد.در اواخردهه1970 نفت درياي شمال ،به جريان درآمده بود.بنابراين حساب جاري به سمت مازاد پيش رفت.چنانکه صادرات نفت در اوايل سال 2000 كاهش يافته بود،بنابراين به تعميق كسري بودجه كمك كرده بود.بخش عمده اي از مازاد حساب جاري ژاپن  در ايالات متحده آمريكا سرمايه گذاري شده است.به عنوان سرمايه گذاري مستقيم،كسب  دارائيهای کاغذی مانند سهام(سرمايه گذاري نمونه كارها)،و يا به سادگي به عنوان سپرده در موسسات مالي ايالات متحده آمريكا.بازتاب اين عدم تعادل به طور كلي در ايالات متحده آمريكا نرخ بهره بسيار بالاتري نسبت به ژاپن است.پيامد ديگر از كسري بالای حساب جاري آمريكا است كه بيشتر  آن به دلار آمريكا پرداخت شده است.اين امر موجب افزايش عرضه دلار در سيستم بانكي جهاني مي شود.بسياري از آن  در سپرده هاي كوتاه مدت است.این سپرده ها می تواند به سرعت از یک کشور به کشور دیگر منتقل شود .هرجا که نرخ بهره بالاتر هستند یا جائیکه درآن پیش بینی افزایش نرخ ارز میشود،همانطور که ما باید متوجه این جنبش باشیم پول داغ تمایل دارد که منجر به بی ثباتی قابل توجهی در نرخ ارزشود.

حساب تراز پرداختها برای  واردات و صادرات، درآمد و نقل وانتقال پول را به و از خارج از کشور جمع می کند .حساب سرمایه تمام نقل و انتقال سرمایه   به و از سرمایه های خارج از کشور را ثبت و ضبط میکند.حساب  صورتهای مالی جریان داخلی و خارجی پول را برای سرمایه گذاری و از طریق سپرده های بانکی و سایر موسسات مالی ثبت می کند.این همچنین شامل معاملات ذخایر ارز خارجی کشور میشود.تمام حساب باید تراز باشد اما مازاد یاکسری می تواند در هر بخش خاص از حساب ثبت شود.بنابراین حساب جاری می تواند  کسری داشته باشد اما آن را مجبور به هماهنگ شدن و مساوی شدن از طریق سرمایه های مخالف علاوه بر مازاد حساب  تامین مالی میکند.انگلستان به طور سنتی کسری حساب جاری داشت ،اما این با چرخه کسب وکار نوسان داشته است. حسابهای جاری آمریکا و ژاپن تا حدودی تصویری از آینه یکدیگر هستند.یکی از نتایج بزرگ و پایدار کسری ایالات متحده در پول داغ افزایش یافته است.که بی ثباتی نرخ ارز را تشدیدمیکند.

نرخ ارز:

نرخ ارز نرخی است که برای معاملات ارزی با کشورهای دیگر و داد وستد در بازارهای خارجی رد وبدل میشود.اگرشما می خواهید به کشورهای خارجی بروید شما نیاز دارید که پوند رابه یورو،دلار،فرانک سوئیس و یا هرچیز دیگری مبادله کنید.برای این کار شما به بانک خواهید رفت.به طور مثال اگر یک وارد کننده بخواهد از ژاپن تعدادی ماشین بخرد او برای پرداخت به عرضه کننده به ین ژاپن نیاز دارد.به طور مشابه اگر شما می خواهید سهام خارجی بخرید و یا اگر شرکتهای مستقردر بریتانیا به سرمایه گذاری در خارج از بریتانیا تمایل داشته باشند استرلینگ پول خارجی مناسب برای رد وبدل میباشد.

ونیز اگر آمریکائیها بخواهند برای تعطیلات به انگلیس بیایند یا دارائیهای انگلیسی بخرند یا شرکتهای آمریکایی بخواهند کالاهای انگلیسی را وارد کنند یا در انگلیس سرمایه گذاری کنند آنها نیاز به استرلینگ دارند.نرخ مبادله ارز بین هریک از ارزهای فعلی عمده جهان نقل و انتقال می شود.این نرخ ارز همواره در حال تغییراست .لحظه به لحظه نمایندگیهای مجاز در مبادلات خارجی اتاق خرید و فروش ارز بانکها نرخ ارز مبادله ای را تنظیم می کنند.یکی از مشکلات با این حال در ارزیابی آنچه که اتفاق می افتد به طور خاص نرخ ارز است که نرخ آن ارز ممکن است دربرابر برخی افزایش داشته باشد(پول ضعیف)ویا در برابر برخی دیگر (پول قوی) افت کند.

تعیین نرخ ارز در بازار آزاد:

در بازار ارز آزاد،نرخ ارز توسط عرضه و تقاضا تعیین میشود.بنابراین نرخ ارز استرلینگ توسط عرضه و تقاضای پوند تعیین میشود.به سادگی فرض کنید که تنها دوکشور وجود دارد: انگلستان و ایالات متحده آمریکا هنگامیکه واردکننده های انگلیس مایل به خرید محصولات آمریکا هستندویا زمانیکه ساکنان انگلستان آرزوی سرمایه گذاری در ایالات متحده را دارند،آنها پوند را در بازارهای خارجی به منظور بدست آوردن دلار عرضه خواهند کرد.آنها به بانکها یا سایر نمایندگیهای مجاز و فروش ارز برای خرید دلار به ازای پوند خواهند رفت.بالاتر از نرخ ارز بیشتر دلارها را برای پوندشان بدست آوردند.این به طور اثربخشی کالاهای آمریکایی را برای خرید ارزانتر و مقرون به صرفه تر برای سرمایه گذاری می نماید.

هنگامیکه ساکنان ایالات متحده مایل به خرید محصولات انگلستان یا به سرمایه گذاری در انگلستان هستند آنها نیاز به پوند خواهند داشت.آنها خواستار پوند یا فروش دلار در بازارهای بورس خارجی هستند.به عبارت دیگر آنها  به بانک و یا سایر نمایندگیهای مجاز و فروش ارز برای خرید پوند در ازای دلار خواهند رفت.قیمت دلار پایین تر از پوند(نرخ ارز)برای آنها به دست آوردن کالا و دارایی بریتانیاارزان تر از آن خواهد شد،و از این رو آنها تمایل به تقاضای پوند بیشتری خواهند داشت.  چرا منحنی عرضه و تقاضا تغییر میکند.سقوط در نرخ بهره داخلی.نرخهای انگلستان برای سپرده گذاران و کسانیکه پول را در بانگ میگذارند كمتررقابتي خواهد بود.بیشترساکنان انگلیس به احتمال زیاد تمایل دارند که پولشان را در خارج از کشور سپرده گذاری کنند(عرضه استرلینگ افزایش میکند و افراد کمتری در خارج از کشور پول خود را در انگلیس سپرده گذاری می کنند(کاهش تقاضا برای استرلینگ)

تورم در اقتصاد داخلی از خارج از کشور بیشتر می باشد.صادرات انگلیس کمتر رقابتی خواهد شد.واردات در همان زمان برای مصرف کنندگان انگلیسی ارزان تر خواهد شد.عرضه استرلینگ افزایش خواهد داشت.

افزايش درآمد داخلي مربوط به درآمد خارج از كشور مي باشد.اگر درآمدهاي انگليس بالا برود تقاضا براي واردات و از اين رو عرضه استرلينگ بالا خواهد رفت.اگر درآمدها در ساير كشورها افت پيدا كند تقاضا براي عرضه صادرات و از اين رو تقاضا براي استرلينگ افت پيدا خواهد كرد.

چشم انداز سرمايه گذاري مربوط به بهبود نسبي در خارج از كشور مي باشد.اگر چشم انداز سرمايه گذاري در خارج از انگلستان روشن تر از داخل انگلستان شودشايد به دليل مشوق بهتر در خارج از كشور،به دليل نگراني در مورد ركود اقتصادي قريب الوقوع در بريتانيا،دوباره تقاضا براي استرلينگ افت و عرضه استرلينگ افزايش پيدا خواهد كرد.

حدس و گمان است كه نرخ ارز سقوط خواهدكرد.اگر كسب و كارها درگير واردات و صادرات باشند فكر اينكه نرخ ارز در شرف سقوط است آنها در اين زمان قبل از اينكه نرخ ارز سقوط كند خواهند فروخت.و عرضه استرلينگ نيز افزايش پيدا خواهد كرد.برنامه ريزي مردم براي خريد استرلينگ اين است كه تا سقوط نرخ ارزمنتظر بمانند.در اين ميان تقاضا براي استرلينگ افت خواهد كرد.

نرخ ارز و تراز پرداخت

در بازار ارز آزاد تراز پرداختها اتوماتيك وار متعادل ميشود.اما چرا؟بخشهاي اعتباري تراز پرداخت به منزله تقاضا براي استرلينگ مي باشد.به طور مثال هنگامي كه افراد خارج از كشور  صادرات  يا دارائيهاي انگليس را مي خرند آنها به منظور پرداخت  آنها تقاضا ي استرلينگ خواهند كرد.بخش بدهي ها به منزله عرضه استرلينگ مي باشد.مثلا وقتيكه ساكنان انگليس محصولات خارجي يا دارائيها را مي خرند واردكننده هاي آنها به ارز خارجي براي پرداخت آنها نياز پيدا خواهد كرد.آنها بنابراين پوند عرضه خواهند كرد.نرخ ارز شناور اطمينان حاصل خواهد كرد كه تقاضا براي پوند با عرضه آن مساوي خواهد بود.يعني بدهكار و بستانكار باهم برابر می شوند:موازنه تراز پرداخت

اين بدين معنا نيست كه هربخشي از حساب تراز پرداخت به طور جداگانه متوازن باشد،بلكه به سادگي آن است كه هر كسري حساب جاري بايد از طريق  سرمايه به علاوه حساب مالي مازاد تطبيق داده شود و بلعكس.به طور مثال فرض كنيد در ابتدا هربخشي از تراز پرداختها به طور جداگانه موازنه شده است.سپس اجازه دهيد فرض كنيم كه نرخ بهره افزايش يابد.

 

 

 

مديريت نرخ ارز:

دولت و يا بانك مركزي (بانك مركزي انگلستان واقع در انگليس) به اجازه دادن شناورشدن ارز آزاد كشور بي ميل است.تغييرات مكرر در منحني عرضه و تقاضا موجب تغييرات مكرر در نرخ ارز میشود.اين به نوبه خود ممكن است باعث عدم قطعيت براي كسب و كار ها شود كه ممكن است تجارت و سرمايه گذاريشان را محدود كنند.

بانك انگلستان ميتواند ذخايرطلا و ارزهاي خارجي را براي خريد پوند، بفروشد.مشكل اينجاست كه ذخاير كشور محدود است.اگر مردم متقاعد شده باشند كه نرخ ارز استرلينگ سقوط خواهد كرد فروش پوند وسعت پيدا خواهد كرد.بعيد است كه استفاده از ذخاير براي خريد پوند براي جلوگيري از سقوط كافي باشد.

استقراض از خارج از كشور،دولت مي تواند براي دريافت  وام ارز خارجي از كشور هاي ديگر يا سازمان بين المللي پول مانند صندوق بين المللي پول مذاكره نمايد.

افزايش نرخ بهره.اگر بانك مركزي انگلستان نرخ بهره را افزايش دهد آن مردم را به سپرده گذاري پول در انگليس تشويق خواهد كرد  و ساكنان انگليس را تشويق ميكند كه پولهايشان را در كشور حفظ كنند.تقاضا براي استرلينگ افزايش پیدا میکندو عرضه استرلينگ كاهش خواهد يافت.اين به احتمال زياد از 2 اقدام ديگر موثرتراست اما با استفاده از نرخ بهره براي كنترل نرخ ارز ممكن است کاربرد نرخ بهره به منظور تورم در تضاد باشد.شما نميتوانيد يكي از اين ابزار (نرخ بهره)را براي كنترل 2 هدف  جداگانه (نرخ ارز و نرخ تورم)بكار ببريد اگر2 هدف نيازمند نرخهاي مختلف بهره باشد.

مزاياي استفاده از نرخ ارز مدیریت شده:

نظرسنجي نشان ميدهد كه اكثر افراد كسب و كار نرخ ارز نسبتا با ثبات را ترجيح مي دهند:اگر كاملا ثابت هم نباشد  پس با حداقل نوسانات.با نرخ ثابت ارز،تجارت بين المللي و سرمايه گذاري بسيار مخاطره آميز خواهد شد سود از طريق حركتهاي خشونت آميز در نرخ ارز تحت تاثير قرار نمي گيرد.به عنوان مثال بين سالهاي 1999 و 2001 زماني كه پول هاي قديمي از كشورهاي منطقه يورو هم هنوزمورد استفاده قرار ميگرفت اما  نرخ  يورو کاملا ثابت بود، ميگويند  ارزش آن دربرابر فرانك فرانسه يا گيلدر هلندي تغيير ميكند.با نرخ ارز شناور كاملا رايگان .در مقابل با توجه به اينكه بسياري از سپرده هاي بين المللي كوتاه مدتند، بي بند و بار هستند. حدس و گمان مي تواند در كوتاه مدت بسيار بي ثبات باشد.اگر مردم فكر  كنند كه نرخ ارز سقوط خواهد كرد  پس آنها ارزرا خواهند فروخت و اين باعث خواهد شد كه نرخ ارز  بيشترهم سقوط كند.

معايب نرخ ارز مديريت شده:

سياست نرخ ارز ممكن است با منافع كسب و كارهاي داخلي و اقتصاد به عنوان يك كل در تضاد باشد.اما اين ممكن است با ساير اهداف اقتصاد كلان نیز در تضاد باشد. به عنوان مثال کاهش نرخ ارز ممكن است بانك مركزي را مجبور به بالا بردن نرخ بهره براي جلوگيري از سقوط  كند.اما ممكن است اين سرمايه گذاري كسب و كار را منصرف كند.اين به نوبه خود سود شركت در بلند مدت را كاهش ميدهد و نرخ بلند مدت رشد اقتصادي كشور را كاهش ميدهد.همچنين اگر اقتصاد در حال حاضر در ركود اقتصادي باشد ،نرخ بهره بالاتر با شد نرخ بهره بالاتر ميتواندموجب تعميق ركود اقتصادي با استقراض گرانتر و در نتيجه كاهش تقاضاي كل شود.به عبارت ديگر،اگرنرخ بهره براي نرخ ارز مناسب باشد ممكن است براي بقيه اقتصاد نامناسب باشد.

تحت نرخ بهره شناور،از طريق بانك مركزي مي توان  هرنرخ بهره اي را كه براي رسيدن به  اهداف داخلي لازم است انتخاب كرد،ازجمله دستيابي به نرخ هدف تورم.نرخ ارز به سادگي ميتواند با نرخ بهره جديد تنظيم شود.افزايش در نرخ بهره موجب افزایش وسقوط آن موجب کاهش ميشود. گاهي اوقات عدم توانايي تنظيم شوك ثابت خواهد كرد حفظ نرخ ارز درسطح مورد نظر غيرممكن خواهد بود.به عنوان مثال يك افزايش ناگهاني قيمت نفت مي تواند تاثير بزرگي در تراز پرداخت داشته باشد.كشورهاي وارد كننده نفت مي توانند دريابند كه فشار روبه پايين بر نرخ ارزشان خيلي قويتر از آن چیزی است كه شامل آن هستند.

با رشد تورم و بي ثباتي جهان از اواسط 1960 ثابت نگه داشتن نرخ ارز بسيار سخت و سختتر مي شود و احتمال رو به رشد كاهش ارزش پول داخلي و ارزش گذاري مجدد سوخت حدس و گمان است.يك دوره نرخ ارز مدیریت شده به دنبال چه بود.براساس چنين سيستمي نرخ ارز ثابت نيست بلكه به شناور شدن مجاز ميشوند.با اين حال بانك هاي مركزي لحظه به لحظه براي جلوگيري از نوسانات بيش از حد نرخ ارز مداخله مي كنند.اين سيستم تاحد زيادي تا كنون همچنان ادامه دارد.

مشكل اوراق قرضه دولتي:

عدم قطعيت نرخ ارز مشكلات بیش از اندازه ای  را براي كسب و كارهايي كه تجارت يا سرمايه گذاري بين المللي مي كنند ايجاد ميكند.اين بخش مشكل وسيعتر از اوراق قرضه دولتي است.اينها خطرات مرتبط با محل يا خريد و فروش با يك كشور خاص است.يك ريسك وجود دارد كه يك كشور ممكن است ماليات كسب وكارها را بالا ببرد يا اين كه  بانك مركزي نرخ بهره را افزايش دهد.دولت ممكن است آن كنترل هاي نظارتي را سختگيرانه تر تحميل كند كه به نفع شركتهاي داخلي است و يا رقابتها يا سياستهاي زيست محيطي سختگيرانه تري را تحميل كند.در موارد شديد دولتها ممكن است دارائيهاي يك شركت را براي خود بردارند يا از تجارت  جلوگيري كنند.كشورها همچنان براي ايجاد يك محيط مطلوب تري براي كسب و كار يا كاهش ريسك تحت فشارهستند.

روكش:

نرخ ارز نرخي است كه درآن مبادله ارز به ارز ديگر ميشود.نرخ ارز از طريق عرضه و تقاضا در بازار ارز خارجي تعيين میشود.  تقاضا براي پول داخلي شامل تمام اقلام اعتباري در حساب تراز پرداخت  مي باشد. تامين شامل تمام اقلام بدهي ميشود. اگر تقاضا براي پول داخلي افت كند يا عرضه افزايش يابد نرخ ارز کاهش می یابد (سقوط ).اين تغييرات   ميتواند موجب  كاهش نرخ بهره داخلي شود،تورم در اقتصاد داخلي نسبت به خارج از كشوربالاتر است ،افزايش درآمدداخلي نسبت به درآمد خارج از كشور . اين باور كه نرخ ارز توسط دلالان سقوط خواهد كرد.در هر حال موجب افزايش ميشود.

دولت میتواند  ازطریق خرید  واحدهای پولی داخلی توسط بانک مرکزی در بازارهای ارز خارجی از کاهش نرخ ارز  جلوگیری کند ،چه ازطریق فروش ذخائر پول خارجی یا از طریق استفاده از وامهای خارجی.روش دیگر اینکه بانک مرکزی میتواند نرخ بهره را بالا ببرد.اقدامات معکوس میتواند از افزایش نرخ ارز جلوگیری کند.نرخ ارز مدیریت شده اطمینان بیشتری برای جامعه کسب وکاربوجود می آورد که تجارت و سرمایه گذاری را تشویق میکند همچنین اگرموفق بشود آن  حدس و گمان هارا کاهش  دهد.آنها معایبی هم دارند با ابن وجود قادر به استفاده از تغییرات نرخ بهره نیست.مشکل درپاسخ به شوکها و خطری است که حدس وگمان  را تشویق خواهد کرد .اگر دلالان براین باورباشند که نرخ ارز در حال حاضر نمیتواند حفظ شود،تلاشهای متعددی برای مدیریت نرخ ارز بوجود می آید،بدون اینکه کاملا ثابت شده باشند.یک مثال سیستم برتون وودز بود:یک سیستم نرخ ارز ثابت ،اما جایی که  ارزش پول داخلی کاهش پیدا میکند به ارزش گذاریهای مجدد لحظه به لحظه اجازه داده میشود.یکی دیگر مکانیزم نرخ مبادله که پیشرو  یورو بود. به نوسان ارزهای کشورهای عضو در برابر یکدیگر در یک گروه اجازه داده شد .کسب وکارها زمانی که در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کنند یا تجارت باکشورهای دیگر میکنند با خطر جدی مواجه میشوند.این خطرات مربوط به نرخ پیش بینی نشده مبادله یا افت و خیزهای نرخ بهره ،و یا سیاستهای جانبی دولت میباشد.

 

3-13رشد گردش مالی جهانی:

وابستگی متقابل مالی

نرخ بین المللی به سرعت در این چند سال رشد کرده ،اما گردشهای مالی بین المللی خیلی سریعتر رشد یافته است. به طور متوسط  بیش از 2 تریلون دلار از دارایی ها هر روز در سراسر مبادلات خارجی معامله میشود.بسیاری از معاملات جریانهای مالی کوتاه مدت هستند.کشورها در نتیجه به طور فزاینده به یکدیگر وابستگی مالی دارند.فرض کنید که بانک فدرال رزرو (یا بانک فدرال)(بانک مرکزی آمریکا) درمورد افزایش تورم نگران باشند به بالا بردن نرخ بهره تصمیم بگیرند.اثر آن در کسب وکار شرکای تجاری درآمریکا چه خواهد بود؟ 3 اثر عمده وجود دارد.اگر توافق شود که تقاضای کل درآمریکا کاهش یابد  بنابراین  بیشترین هزینه های ان روی واردات از کشورهای خارج از کشور خوهد بود در نتیجه به طور مستقیم تحت تاثیر صادرات کسب وکارها به ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد.با کاهش  صادراتشان ،تقاضای کل در سایر کشورها سقوط میکند.نرخ بهره بالاتر در آمریکا  به تغییر نرخ بهره در سایر کشورها را متمایل میکند.این سرمایه گذاری را کاهش میدهد.بازهم تقاضای کل در این کشورها به سقوط تمایل پیدا می کنند  .

نرخ بهره بالاتر گردش وجوه به داخل را از کشورهای دیگرجذب میکند.این امرباعث برتری دلار نسبت به ارزهای دیگر خواهد شد.ابن مساله صادرات کشورهای دیگر به آمریکا را رقابتی تر و واردات از آمریکارا نسبتا گران تر خواهد نمود.این امرمنجربه بهبود حساب جاری شرکای تجاری ایالات متحده آمریکا می شود:صادراتشان افزایش و واردات کاهش می یابد.این نشان دهنده یک افزایش در تقاضای کل در این کشور ها می باشنددرمقابل 2 اثر اول.

یک نتیجه گیری ساده از تجزیه تحلیل بالا وجود دارد.

گردشهای نقدینگی بزرگتر ،تغییرات نرخ بهره رادر یک کشور افزایش خواهد داد و اقتصاد کشورهای دیگر را تحت تاثیر قرار میدهدو وابستگیهای متقابل مالی بیشترخواهد شد.

تاثیر گردش  سرمایه

حرکتهای بزرگ سرمایه به داخل وخارج از کشورها میتواند عواقب جدی  برای کسب وکارها داشته باشد.بعضی از این گردشهاي سرمایه برای سرمایه گذاری مستقیم هستندبرخی دیگر برای خریدن سهام و دارائیهای مالی هستند.برخی از آنها به سادگی سپرده سوداگرانه کوتاه مدت هستند.عرضه جهاني دلار براي چنين اهدافي با18%درسال در دسترس است واز اوايل سال 2000 رشد كرده است.يكي از دلايل اصلي كسري عظيم حساب جاري ايالات متحده آمريكا اين بوده است.اين امر منجر به خروج گسترده دلار از آمريكا به داخل اقتصاد جهان شد.همانگونه كه آمريكائيها به طورموثر كسري شان را از طريق ايجاد دلار بيشتر پرداخت كرده اند.

سرمايه.گردش سرمايه به كشورهايي كه درآن چشم اندازسرمايه گذاري خوب دارند يا براي مقاصد سوداگرانه هستند جذب خواهد شد.هنگامي كه آنها هستند حساب مالي تراز پرداخت بهبود خواهد يافت ،باعث ميشود بهاي نرخ ارز افزایش یابد.اگر روند ادامه پيدا كند، در انتظار افزايش سوداگرانه نرخ ارزخواهند بودو سرمايه بيشتري جذب خواهند كرد.اين به  نرخ ارز فشار بيشتري مي آورد. ارزش پول داخلي نسبت به دلار و ارزهاي ديگربيشتر خواهد شد.به عبارت ديگر يك دلار را كمتر ازپول رایج كشور خواهد خريد.اين صادرات را براي شركت سخت تر ميكند.اگر صادرات به پول خارجي با قيمت مناسب باشندشركتها بايد پول داخلي كمتري را بپذيرند.اگر صادرات به قيمت پول داخلي باشد قيمت دلار بايد افزايش يابد.در همان زمان واردات ارزان تر خواهدشد.این باعث رقابت  كسب و كار داخلي با واردات ميشود.مانند كسب و كار تايلندي. تلاش براي رقابت بانك، تايلند ماليات بر سرمايه گذاري نمونه كارها ي داخلي را تحميل كرده است.اما اين راه حل نبود.قيمت سهم به طور چشمگيري كاهش يافت،و ماليات بلادرنگ خارج شد.بنابراين آيا پاسخ كاهش نرخ بهره است؟اين سرمايه را كاهش مي دهد و   به جلوگيري از افزايش نرخ ارزکمک ميكند.اما مشكل ديگري به وجود مي آورد.نرخهاي بهره پائين تر استقراض بيشتر را تشويق خواهند كرد از اين رو اعتبار بالاتر و تورم بيشتر ميشود.يا اجازه ميدهد نرخ ارز افزايش پيدا كند در نتيجه به رقابت كسب وكار  آسيب مي رساندو يا نرخ بهره را كاهش ميدهد،درنتيجه موجب تورم بالاتر ميشود كه در اينصورت مي تواند به رقابتهاي كسب وكار  آسيب برساند.

خرج سرمايه.فقط يك مقدار زيادي سرمايه ميتواند به داخل كشورها گردش پيدا كند در نتيجه آنها ميتوانند به خارج هم گردش پيدا كنند.مشكل خصوصاٌ مربوط به سپرده هاي كوتاه مدت به وجود مي آيد.اگر نرخ ارز كشور سقوط كند،دلالان قبل از اينكه پول سقوط پيدا كند آن را به فروش خواهند رساند.

كنترل سرمايه

گردش بيش از حد سرمايه چه به سمت داخل و چه به سمت خارج،ميتواند براي نرخ ارز بسيار بي ثبات كننده باشد.اين كار را براي برنامه ريزي كردن كسب و كارها بسيار دشوار ميكند و ميتواند به سرعت به نوبه خود يك كسب و كار سودآوررا به از دست دادن سود تغييرجهت بدهد.نتيجه اين است كه اعتماد به نفس در سرمايه گذاري بلند مدت را تضعيف مي كند.و مشكل بدتر ميشود همانطور كه عرضه دلار و ارزهاي بين الملليشان سريعتر از تجارت بين المللي رشد ميكند.پس چه كار بايد كرد؟بسياري از مفسران براي كنترل سرمايه ناميده شده اند.هدف از چنين كنترلي جلوگيري از گردش سرمايه نمي باشد.بعد از همه اينها گردش سرمايه منبع مهم تامين مالي سرمايه گذاري هستند.هدف جلوگيري از گردش نظري كوتاه مدت است تا براساس شايعه بر اصول اقتصادي.

انواع كنترل

پس در چه راههايي جنبشهاي سرمايه كوتاه مدت مي تواند كنترل بشود؟

كنترل كمي

در اينجا مقامات مي توانند مقداري از پول خارجي را در معاملاتي كه ميتواند به وقوع بپيوندد محدود كند.

شايد موسسات مالي تنها مجاز به تبادل درصد معيني از دارائيهاي خود خواهند بود.كشورهاي توسعه يافته و بسياري از كشورهاي در حال توسعه اين روش را رد كرده اند ، به هر حال از آن زمان است كه مراتب بيش از حد ضد بازار است.به نوبت،انواع جريانهاي داخلي قطعي مي تواند محدود شود.به عنوان مثال چين ، جريانهاي داخلي سرمايه پورتفوليو را محدود ميكند.اين امرنرخ بهره اش را پائين نگه مي دارد بدين وسيله رقابتي بودن خود را افزايش مي دهد.اما اين به نوبه خود رقابتي بودن كشورهاي ديگر درآسيا و سراسر جهان را كاهش داده است.

نسبت سپرده هاي بدون بهره

در اينجا درصد معيني از وجوه نقد با بانك مركزي به يك نسبت درحساب بدون بهره در يك دوره اي از زمان سپرده گذاري ميشود.شيلي در اواخرسال1990مانند يك سيستم به كار برده بود.اين مستلزم اين بود كه 30 درصد از تمام گردش داخلي با بانك مركزي شيلي براي يك سال سپرده گذاري شود.مشكل این بدان معنی بوده است که  نرخ بهره در شيلي اجباراٌ   به منظور جذب منابع مالی بالاتر بوده است.

كره جنوبي سيستم مشابهي را اجرا كرده است و در دسامبر2006 مقداري كه بانكها بايد با بانك مركزي سپرده گذاري مي كردنددر تلاش بود كه ريشه  حدس و گمان گردش داخلي سرمايه را قطع كند.كنترل سرمايه روشي است كه اقتصاد دانان آن را ترينيتي غيرممكن می نامند.

 

روکش

تغییرات در نرخ بهره در یک کشور تحت تاثیرجریان سرمایه به و از کشورهای دیگر قرارخواهد گرفت.از جمله نرخ ارز ،نرخ بهره و تولید ناخالص داخلی.گردش سرمایه قابل ملاحظه ای در سالهای اخیر رشد کرده است و می تواند بسیار بی ثبات کننده باشد.گردش سرمایه می تواند موجب افزایش و کاهش رقابتی بودن یک کشورباشد.اگر گردش  سرمایه را بتوان  محدود کرد در این صورت نرخ ارز را می توان تاحدودی تثبیت شده کرد.اشکال کنترل عبارتند از:کنترل کمی ،مالیات بر معاملات ارز(مالیات توبین)و سپرده بدون بهره در بانک مرکزی از یک درصد معینی از سرمایه.

اتحادیه اقتصادی و پولی در اتحادیه اروپا

اگرچه کشورهای سراسر جهان به طور کلی یک سیستم  نرخ ارزشناور را اجرا می کنندکشورهای کوچک گاهی اوقات میخ نرخ ارز خود را به دلار یا سایر ارزهای اصلی می کویند. چنین سیستمی در اروپا در سال 1979 به عنوان پیشرو  تصویب یورو معرفی شده است،نامی که به سیستم اتحادیه اروپا داده شده بود، مکانیزم نرخ مبادله بود(ERM)

انگلستان ابتدا تصمیم به پیوستن به مکانیزم نرخ مبادله گرفت اما در نهایت درسال 1990انجام داد.

 

ERM مکانیزم نرخ مبادله

تحت مکانیزم نرخ مبادله به هرپولي،يك نرخ ارز مركزي با ارزهاي ساير عضو شبكه داده شده بود. همه ارزها به طورمشترك با ارزهاي خارج از مکانیزم نرخ مبادله شناور شدند.در يك سيستم نرخ ارز ثابت مانند مکانیزم نرخ مبادله كشورها بايد خط مشي هاي خود را براي جلوگيري از اشتباهات بيش از حد ارز تنظيم كنند از اين رو نياز به كاهش ارزش پول داخلي و يا ارزش گذاري هاي مجدد دارند.بايد يك همگرايي از اقتصادشان ایجاد شود:آنها بايد در يك نقطه مشابه در چرخه كسب و كار و مشابه نرخ تورم و نرخ بهره باشند. آلمان درگير بازسازي قابل توجهي  در بخش شرقي كشور بود،تامين مالي اين بازسازي باعث كسري بودجه در حال رشد شده بود.بانك مركزي آلمان در نتيجه به  بالا نگه داشتن نرخ بهره  به منظور كنترل تورم مجبور شد.در همان زمان انگلستان كسري انبوه حساب جاري را داشت تجربه ميكرد.بنابراين به افزايش نرخ بهره به منظور محافظت از پوند ،مجبورشد.با وجود اين واقعيت كه اقتصاد به سرعت به طور پلكاني به ركود تبديل شد.فرانك فرانسه و ليره ايتاليايي نيز تصور ميشد به گران قيمت روي آورند و اولين نشانه هاي نگراني در آنجا بود كه آيا خود نرخ ارز را در مکانیزم نرخ مبادله ميتوان حفظ كرد؟در سپتامبر 1992 همه چيز به نقطه بحران رسيددر چهارشنبه سياه(16سپتامير)انگليس و ايتاليا مجبور شدند كه عضويت خود را از مکانیزم نرخ مبادله به تعليق درآورند.پوند و ليره شناور شد وارزش آن كاهش قابل ملاحظه اي پيدا كرد. مکانیزم نرخ مبادله قديمي به نظر مي رسد رو به پايان باشد.با اين حال مکانیزم نرخ مبادله نمرده است.در طي ماهها اعضادوباره مديريت شده بودند كه نوسانات در يك محدوده بسيار كمي نگه داشته شوند.

صحنه براي ارزهاي جداگانه جهت تصويب يك ارز واحد :يورو ترك شده بود.بايك نرخ ارز واحد هيچ نوسان نرخ ارزي بين كشورهاي عضوبوجود نمي آيد.هرنوسان نرخ ارزي مي تواند بين دلار كاليفرنيا و نيويورك و يا بين پوند انگليسي اسكاتلند و ويلز بوجود بیاید.

 

تولد يورو

در مارس 1998 كميسيون اروپا حكم داد كه 11 كشوراز 15 كشور عضو براي الحاق بهEMU(اتحادیه پولی اروپا)درژانويه 1999 واجد شرايط بودند.                                                                                                                              ارز واحد ،يورو،در نهايت درماه ژانويه سال 1999 بوجود آمد ه بود(اگرچه برگه ها و سكه تاژانويه 2002 گردشي نداشت. يونان در سال 2001 به يورو پيوست.اسلواني در سال 2007 و قبرس و مالت در سال 2008 ،در مجموع 15 كشور يورو به كار مي بردند.

با يك پول واحد،كشورها بايد يك بانك مركزي (بانك مركزي اروپايي براي منطقه يورو) و يك سياست پولي مشترك ،شامل نرخ بهره رايج براي همه كشورهاي عضوداشته باشند.چنين سيستمي به عنوان اقتصاد و اتحاديه پولي اروپا (EMU)شناخته شده است.

كسب و كار و يورو

تصويب يورو تا به حال تاثير عميقي بر كسب و كار ،هم در منطقه يورو و هم در خارج از آن داشته است.

نه تنهامزيتهاي قابل توجهي در شرايط اطمينان بيشترو سرمايه گذاري داخلي وجود داردبلكه هزينه هاي مختلف در شرايط   انعطاف پذيري دولتها در مديريت كردن اقتصاد خودشان کاهش می بابد.

مزاياي استفاده از پول واحد

حذف هزينه هاي تبديل پول،پولهاي جداگانه در هر يك از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا،متحمل شدن هزينه هر بار رد وبدل يك ارز به ارز ديگر.حذف اين هزينه ها حداقل از اين نظر مهم بودند كه احتمالا از پول واحد بهره مند مي شدند.كميسيون اروپا تخمين زده است كه تاثيرش افزايش توليد ناخالص داخلي كشورهاي مربوطه به طور متوسط تنها 4 درصد بوده است.دستاوردهاي كشورهايي مثل انگليس كه بازار ماليش به خوبي توسعه يافته است حتي مي تواند كوچكتر باشد.

افزايش رقابت و بهره وري.نه تنها پول واحد نياز تبديل يك پول به پول ديگر را حذف مي كند(مانع رقابت) ،بلكه  در قيمت گذاري شفافيت بيشتري ايجاد كرده،و فشار رو به پايين بيشتري روي قيمتهاي شركتها و كشورهاي پرهزينه اعمال میكنند.اين البته لزوما به نفع كسب و كار نمي باشد،بلكه ممكن است سودشان را فشرده تر كند اما در كل به نفع مصرف كنندگان مي باشد.

رفع عدم قطعيت نرخ ارز(بين اعضا).حذف عدم قطعيت نرخ ارز،به تشويق تجارت بين كشورهاي منطقه يورو كمك كرده است.شايدمهم ترازآن،آن را به سرمايه گذاري از طريق شركتهايي كه بين اين كشورها تجارت مي كنند تشويق كرده باشد و اطمينان بيشتري در محاسبه هزينه هاي انجام شده و درآمد حاصل از چنين  تجارتي داده است.

افزايش سرمايه گذاري داخلي.سرمايه مابقی جهان به منطقه يورو بيش از 300 ميليون نفر را به خود جذب كرده است. جايي كه در آن هيچ ترسي از تغيير وتحول پول داخلي وجود ندارد.در مقابل انگلستان ،از طريق ملحق نشدن،دريافته است  كه سرمايه گذاريهاي داخلي تا به كشورهاي منطقه يورو منحرف شده است.از سال 1990تا سال 1999 سهم بريتانيا از سرمايه گذاري داخلي  اتحاديه اروپا نزديك به 40 درصد بود.از سال 1999 تا سال 2004 آن16%بود.در سال 2006 با اين حال آنرا به 21درصد افزايش داده است.

 

 

نرخ بهره و تورم پايين

يك سياست پولي واحد توجه به يك مقصد مشترك را تحميل مي كند.(فقط مانند نرخ تورم بين مناطق مختلف يك كشور بسيار شبيه هستند)  بانك مركزي اروپا كه مستقل از دستكاري سياسي كوتاه مدت بوده است ،بااين امر منجر به میانگین كمتر نرخ تورم در كشورهاي منطقه يورو شده است. اين به نوبه خود براي متقاعد كردن بازار كمك كرده است كه يورو نسبت به ارزهاي ديگر قويتر خواهد بود..درنتيجه كم تر شدن نرخ بهره بلند مدت است.اين به نوبه خود سرمايه گذاري در كشورهاي منطقه يورو را بيشتر تشويق مي كند ، هردو عضو ايالات و بقيه جهان را.

مخالفت با  اتحادیه پولی اروپا

بسياري از شاکیان يورو متوجه ميشوند كه تسليم حاكميت سياسي و اقتصادي ملي شده اند. مشكل فقدان يك سياست نرخ پولي و ارز مستقل جدي است ،آنها استدلال مي كنند، اقتصاد اصلا با بقيه اتحاديه  هماهنگ نيست.به طور مثال ،اگر كشورهايي مانند ايتاليا واسپانيا نرخ بومي بالاتر از تورم داشته باشند بنابراين چگونه محصولات خودشان را با بقيه اتحاديه به رقابت درآورند.با ارزهاي جداگانه اين كشورها ميتوانند به پول خود كمتر بها دهند.با يك پول واحد با اين حال آنها مي توانند به مناطق تحت فشار اروپايي تبديل شوند ،با افزايش بيكاري  مشكلات منطقه اي  مناطق تحت فشار نيز افزايش پيدا ميكند.

چیزی که پاسخ داده شده توسط طرفداران اتحادیه پولی یورو اين است كه با مشكل تورم بالا در چنين كشورهايي از طريق رقابت كشورهاي دیگر عضو اتحاديه كه صرفا تورم را تغذيه مي كنند با نگه داشتن ارزهاي جداگانه و اجازه به ادامه كاهش بها مقابله كند.با تمام عدم اطميناني كه به ارمغان مي آورد.منتقدان اتحادیه پولی اروپا  با اين حال ،استدلال مي كنند كه اختلاف هزينه ،و از طرفي بيكاري مي تواند باقي بماند.شايد جدي ترين انتقاد اين است كه همان نرخ بهره بايد در همه كشورهاي منطقه يورو اعمال شود:يك سايزبراي همه مناسب است.مشكل اينجاست كه ممكن است كه يك كشوري نيازمند  نرخ بهره پايين تري به منظور دفع ركود اقتصادي باشد يكي ديگر مكمن است نيازمند نرخ بالاتري براي جلوگيري از تورم باشد.چنانچه همگرايي بين اقتصادهاي عضو را افزايش مي دهد .با اين حال اين مشكل به احتمال زياد كاهش پيدا مي كند.مشكل ديگر براي اعضاي ارز واحد در تنظيم به شوك رخ مي دهد وقتي كه  به درجات مختلف شوك روي اعضا تاثير مي گذارد. اينها به عنوان شوكهاي نامتقارن شناخته شده است.به عنوان مثال ،يك تغيير ناگهاني در قيمت نفت   كشورهاي صادركننده نفت را تحت تاثير قرار ميدهد همانطور که انگليس متفاوت از كشورهاي وارد كننده نفت می باشد.اين مشكل بسيار جدي تراز انعظاف پذيري کمتر  قيمت در كشورهاي عضو است.اين مشكل با اين وجود نبايد اغراق آميز باشد.واگرائي بين اقتصادها اغلب ناشي از عدم هماهنگي بين كشورها در سياستهاي مديريت تقاضايشان است.چيزي كه در منطقه يورو غيرممكن است در مورد سياستهاي پولي،ومشكل تر از آن در مورد سياستهاي تامين مالي است.شوکهایی که اقتصاد امروزی باآن مواجه هستند جهانی هستند وشباهت دارند(البته اثرات درهمه کشورها یکسان نیست).حتی زمانی شوکهای ناهمسان در کشورهای عضو احساس می شوندبااین حال هنوز این مشکل وجود داردکه سیاستهای محوری مصوب اثرات متفاوتی در کشورهای مختلف دارد.به طور مثال در انگلیس بخش بزرگی از استقراض بانرخ بهره متغیراست.درآلمان درمقابل بیشتر با نرخ معینی است .اگر انگلیس یورو را تصویب کند و بانک مرکزی اتحادیه اروپا نرخ بهره را بالا ببرد اثرات انقباضی نامتناسبی در انگلیس احساس خواهد شد.شواهدی وجود دارد که انواع استقراض در سراسر اتحادیه اروپااین مشکل را کاهش میدهد.دستمزد دولتی انگلیس پنج معیار همگرایی مشخص را باید رعایت کندقبل از اینکه سوال تصویب انگلیس از یورو به رای دهندگان در  همه پرسی قرار بگیرد.

روکش

یکی از راه های دستیابی به ثبات بیشتر نرخ ارز برای گروهی از کشورها این است که میخ خود را به نرخ مبادلات ارزی بکوبند و در عین حال با سایر نقاط جهان به طور مشترک شناور شوند.مکانیزم نرخ ارز اتحادیه اروپا یک مثال بود.

یورو در اول ژانویه سال 1999 با برگه های یورو و سکه ها درسال 2002 معرفی شده است.درحال حاضر 15 کشور از یورو استفاده می کنند.ازمزیتهای اتحادیه پولی اروپا حذف هزینه های تبدیل ارز و عدم قطعیت در ارتباط با تغییرات احتمالی در نرخ سابق ارز بین اتحادیه اروپا است.این سرمایه گذاری بیشتری را تشویق می کند.هم به سمت داخلی و هم توسط شرکتهای داخلی ،و تجارت بیشتر بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا.با این حال منتقدان ادعا میکنند که از دست دادن استقلال در سیاست گذاری  ممکن است مشکلات اقتصاد داخلی را سخت تر کند.به ویژه هنگامی که این مشکلات از اعضای دیگر اختلاف پیدا میکنند.یک سیاست پولی واحد ادعا میشود با شوکهای نامتقارن نامناسب برخورد شود.

سیاستهای اقتصادی بین المللی :مدیریت اقتصاد جهانی

تلاش برای هماهنگ کردن فعالیتهای کسب و کار جهانی

یک مثل قدیمی میگوید: "اگر آمریکا عطسه کند بقیه جهان سینه پهلو میکنند."ویروسهای مشابه  طبیعت  به طور منظم اقتصاد جهان را آلوده می کنند.یک مثال چشمگیر سرایت آسیایی از1998-1997بود.بحرانهای اقتصادی به سرعت در سراسر جهان پخش شدند.جنوب شرق و شرق آسیا و پس از آن به روسیه و به برزیل.رهبران جهان به طور جدی نگران این مساله بودند که جهان به رکود فرو رود.نیاز به یک واکنش هماهنگ شده بود.

برای چندین سال اخیر رهبران 7 کشور صنعتی –آمریکا ،ژاپن ،آلمان ،فرانسه ،انگلیس،ایتالیاو کانادا –یکبار در سال جلسه می گذارند (و اغلب در صورت لزوم) یک کنفرانس اجلاس اقتصادی می گذارند.اخیرا آنها توسط روسیه به هم پیوستند.

اصلی ترین دستور کار بسیاری از این جلسات  این بوده است که چگونه رشد اقتصادی جهانی بدون نوسانات ارزی حاصل می شود.اما رسیدن به این امر مهم است که یک هماهنگی از سیاستهای اقتصادی میان دو کشور وجود دارد.به عبارت دیگر مهم است که همه کشورهای بزرگ به دنبال سیاستهای سازگار با هدف مشترک اهداف بین المللی باشند.اما چگونه میشود سیاستهای هماهنگ بدست آورد؟ تا زمانی که تفاوتهای داخلی قابل توجهی بین اقتصادهای بزرگ وجود دارد.به احتمال زیاد تضاد وجود دارد نه هارمونی.برای مثال ،اگر کشوری می گوید آمریکا ،نگران کسری بودجه است امکان دارد تمایلی به واکنش به تقاضای کل و بیرون کشیدن اقتصاد جهانی از رکود اقتصادی نداشته باشد.دیدن تفاوت بین کشورها به احتمال زیاد توسط اقدامات خود آنها باعث تغییرات بزرگ می شوند. بنابراین به دنبال دستیابی به همگرایی بیشتر از اقتصاد خودشان هستند.g8می شود کشورهای بااین حال ،اگرچه همگرایی ممکن است یک هدف سیاسی باشد در عمل آن را ثابت کرده است.از آنجا که فقدان همگرایی وجود دارد مشکلات جدی در دستیابی به سیاسستهای هماهنگ سازی سیاسی وجود دارد . بدون همگرایی در تقاضای پول نوسانات نرخ بهره می تواند شدید باشد.هماهنگ سازی نرخ بهره شامل رهاکردن پول ،تورم یا اهداف نرخ مبادله ارز میشود.(مگر اینکه نرخ بهره :هماهنگ" به معنای تنظیم نرخ بهره باشد بنابراین به عنوان حفظ پول یا اهداف تورم یا نرخ مبادله ارز داده شده ).کشورها ساختار روابط مختلف داخلی دارند.عدم همگرایی در اینجا بدان معنی است که کشورهایی با تورم هزینه بومی بالاتر نیازبه نرخ بهره بالاتر و بیکاری بالاتردارند اگر نرخ تورم بین المللی هماهنگ شود،یا تورم بالاتربرودیا اگر نرخ بهره هماهنگ شود.

کشورها میزان افزایش  بهره وری ،توسعه محصول،سرمایه گذاری و نفوذ بازارمختلفی دارند.عدم همگرایی در اینجا بدان معنی است که رشد در صادرات (نسبت به واردات) برای هر سطح از نرخ تورم یا رشد متفاوت خواهد بود.

کشورها ممکن است تمایل زیادی به تغییر سیاستهای داخلی خود  به افتادن در مسیر کشورهای دیگر نداشته باشند .آنها ممکن است ترجیح دهند کشورهای دیگردر مسیر آنها بیفتند.

اگر یکی از چهار نرخ،نرخ رشد،نرخ تورم ،یا حساب جاری تراز پرداخت،بتوانند در سراسر کشورهاهماهنگ شوند،این احتمال وجود دارد که سه تای دیگر آن نتوانند هماهنگ شود.همگرایی کل و در نتیجه هماهنگی کل ممکن است امکان پذیر نباشد.

مشکل حدس و گمان                                                                                            یک درس مهم از سالهای اخیر این است که تفکرو تعمق باهم عملا غیرقابل توقف هستند.سقوط چشمگیر پزوی مکزیک و افزایش ین در سال 1995 ،فروپاشی مختلف ارزهای خارجی آسیای جنوب شرقی و روبل روسیه در 1998-1997 و فروپاشی پزوی آرژانتین درسال  2002درمقایسه با مقادیر بسیاری از جریانات کوتاه مدت در سراسر مبادلات خارجی هر روز بی اهمیتتر است.

بسیاری از مفسران استدلال کرده اند که تنها دو نوع سیستم نرخ ارز وجود داردکه می تواند در دراز مدت کارکند.اول این است که به طور کامل نرخ ارزآزاد شناورشود،با هیچ تلاشی از سوی بانک مرکزی برای حمایت از نرخ ارز.بدون مداخله ،هیچ مشکلی از کمبود ذخایر وجود ندارد.دوم این است که  یک ارزمشترک با کشورهای دیگر به اشتراک بگذارند.پیوستن به منطقه ارز مشترک مانند منطقه یورو ،و اجازه دادن شناورشدن آزادانه پول مشترک .کشوررا ازاستقلال سیاستهای پولی خودش منصرف میکند اما حداقل هیچ مشکلی از بی ثباتی نرخ ارز وجود ندارد.جایگزین مشابه اتخاذ یک ارز عمده از کشور دیگر است ،ازجمله دلارایالات متحده یا یورو.بسیاری از ایالتهای کوچکتر این کار را انجام داده اند .به عنوان مثال ،کوزوو یورو را اتخاذ کرده است و اکوادور دلار آمریکا را اتخاذ کرده است.

روکش

اگرکشورها سیاستهای اقتصادیشان را هماهنگ کنند نوسانات نرخ ارز را می توان کاهش داد.در حالت ایده آل این شامل دستیابی به نرخ رشد مشترک ،نرخ تورم ،ترازپرداخت (به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی ) و نرخ بهره می باشند.تلاش برای هماهنگی یکی از این اهداف با این حال ممکن است با یکی دیگر از اهداف در تضاد باشد.

رهبران كشورهاي جي 8 مرتبا  جهت بحث در خصوص راههاي هماهنگ سازي سياستهايشان ملاقات مي كنند. بااين حال معمولا  مسائل داخلي نسبت به مسائل رهبران بین المللی اهمیت بیشتری پیدا میکنند، و اغلب   سیاستهایی اتخاذ میكنند که در جهت منافع کشورهای دیگرنیستند.بسیاری از اقتصاد دانان استدلال می کنند که با جریان عظیمی از تامین مالی کوتاه مدت در سراسر مبادلات خارجی دولت مجبور به اتخاذ یکی از 2 شکل افراطی از رژیم نرخ ارزشده اند:شناور آزاد یا عضویت در یک اتحادیه ارز.

حاميان

حاميان جهانی شدن استدلال می کنند که آن پتانسیل عظيم به نفع کل اقتصاد جهانی است.با تجارت آزاد،سرمایه گذاری خارجي مستقیم  بیشتر و رقابت بیشتر،کشورها و کسب و کارها آنها را به فکرکردن وا میداردطرح و عمل در سطح جهانی.

گسترش سریع تکنولوژی، کشورها درمحصولات خاص وفرآیندها و بهره برداری از هسته مزيتهاي رقابتی خودتخصصي می شوند.هم ثروتمند و هم فقیرهردو،بهره مندی از چنین روندی استدلال شده است. به لحاظ سیاسی  جهاني شدن ما را به هم نزدیکتر می کند.روابط سياسي به ايجاد ثبات روابط كمك ميكند و فرصت را براي كشورها جهت بحث كردن در مورد اختلافاتشان پيشنهاد مي كنندبا اين حال نظام سياسي فعلي جهاني ممكن است ناقص باشد. جهانی شدن فرهنگ نیز سودمند دیده شده اند. مانند دنيايي از تجربه بازمي شود ،در رابطه باتعطيلات مذهبي،يا غذايي كه  مي خوريم ،يا موزيكي كه گوش مي كنيم يا برنامه تلويزيوني كه  مي بينيم .حاميان جهانی شدن تشخیص می دهند که همه کشورها به یک اندازه از جهانی شدن بهره مند نمی شوند:آنهايي كه ثروت دارند ،مثل هميشه ،داراي فرصت بهره مند شدن بيشتري از روند جهاني شدن هستند،از قيمتهاي پايين تر، موافقتنامه هاي سياسي جهاني و يا تجربيات فرهنگي .با این حال در دراز مدت طرفداران جهانی شدن آن را به نفع همه می بینند.   فقیر و غنی به طور یکسان

منتقدان

منتقدان جهانی شدن استدلال می کنند که آن به رشد بيشترتبعيض و تضعیف ملت های فقیر کمک می کند.به عنوان يك فلسفه اقتصادي ،جهاني شدن اجازه مي دهد تا شركتهاي چند مليتي ،تاحد زيادي در ايالات متحده آمريكا ،اروپا و ژاپن،براي  از موقعيتهاي غالبشان در بازارهاي خارجي بهره برداری کنند.بدون رقابت موثر در اين بازارها چنين شركتهايي قادر هستند سود را با محدوديتهايي بدست بياورند.توسط" بهره برداري " كاركنان كم درآمد،شركتهايي قادر به رقابت موثر در بازارهاي جهاني هستند. به عنوان تشديد فشارهاي رقابتي شركتهابيشتر به دنبال كاهش هزينه ها هستند،اين مي تواند فشار روبه پايين بر روي چنين دستمزدهايي وارد كند،آن چيزي است كه كارگران در مقاومت و پافشاري مشكل پيدا خواهند كرد،با توجه به قدرت انحصاري خريد از كارفرمايان چند مليتي.

از لحاظ سياسي منتقدان جهاني شدن متوجه مي شوند كه جهان از طريق كسب و كارهاي بزرگ تحت سلطه هستند.بسياري از شركتهاي چند مليتي گردش مالي بزرگتري از توليد ناخالص داخلي كل كشورها دارند.اين به آنها در معاملاتشان با چنين كشورهايي قدرت عظيمي ميدهد و شرايطي را به آنها تحميل مي كنند،آيا از نظر رژيمهاي مالياتي سخاوتمند هستند،امتياز دسترسي به بازارها يا حق و حقوق   كارگران را محدود كرده است.شركتهاي چند مليتي نيز فشار را برفرمانداري خانه خود در آمريكا قرار داده اند، اروپا يا ژاپن منافع خودشان را در معاملاتشان با كشورهاي ديگر ترويج ميدهند.درنتيجه سلطه كشورهاي ثروتمند روي فقرا،تشديد مي شود.منتقدان جهان را تحت سلطه ماركهاي چند مليتي،مد غربي،موسيقي و تلويزيون مي بينند. منتقدان نشان مي دهند كه تفاوتهاي فرهنگي از طريق فرهنگ برتر(آمريكا) به روز جايگزين شده اند.جهاني شدن بر گروههاي مختلف تاثيري نداشته و نخواهد داشت.با اين حال،نشان ميدهد كه قوانين كسب و كار هاي بزرگ نيز مبالغه مي كنند.واضح است كه كسب و كارهاي بزرگ دارای نفوذ و قدرت هستند .نفوذ همواره در طول زمان در نوسان خواهد بود،بین وقایع ،ودر داخل کشورها.درحال حاضر حرکت در اقتصاد جهانی برای پائین آوردن موانع هست .دربسیاری از بازارهای جهانی رقابت به جای انحصار قدرت در حال تبدیل شدن به  نیروی غالب است.این اثرات عمیقی بر هردوکسب و کار چند ملیتی و مردم جهان دارد.

روکش

حامیان جهانی شدن به پتانسیل آن  اشاره می کنند ومنجر به رشد سریع تر و بهره وری بیشتر تجارت  از طریق رقابت و سرمایه گذاری میشوند.همچنین این پتانسیل را دارند که دنیا را از نظر سیاسی نزدیکتر ترسیم کند.

منتقدان جهانی شدن استدلال می کنند که آن به رشد نابرابری و تضعیف ملتهای ضعیف کمک می کنند.

 



نوع مطلب :
برچسب ها : ,

0       
جمعه 8 خرداد 1394
شیلا شمس الشعرا